الشيخ حسين المظاهري
108
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)
شما تصور مى كنيد كه مكتب ماركس با اين جامعه چه كرد ؟ او جامعه و انسان را بسيار پست و بى مقدار كرد . من وقتى « سرمايه دارى » ماركس را مطالعه مى كردم از قضيه تيمور لنگ ياد كردم . مى گويند تيمور لنگ به حمام رفت ، كيسه كش آمد كه كيسه اش بكشد . پشت او را كيسه كشيد ، رويش را به سمت او كرد و مى خواست با او حرف بزند . تيمور گفت : آقاى كيسه كش ! من چه قدر ارزش دارم ؟ گفت : قربان شما 100 تومان ارزش داريد . گفت : اى احمق ! اين لنگ كه به من بسته شده 100 تومان قيمتش است ، آنوقت من 100 تومان ارزش دارم ؟ گفت : قربان با لنگ حساب كردم وگفتم 100 تومان ارزش داريد ! مى بينيم ماركس انسان را به اينجا رساند كه بيشتر از يك اسباب يدكى بى ارزش ، ارزش ديگرى براى او قائل نيست . به قول استاد بزرگوار ما ، رهبر عظيم الشان انقلاب ، ريشه ى هر بدعت و دين تراشى ، علم است اگر غريزه طوفانى نباشد ، علم آنها را مهار مىكند ، اما اگر غريزه شهرت طلبى طوفانى شود ، مىشود ماركس و فرويد . جامعه را به آتش مى كشد ، مىشود ميرزا محمد باب موسس فرقه بهائيت . به قول قرآن شريف مى كويد علمش نمى تواند كاربكند . مى گويد اگر غريزه طوفانى شد ، خودش ، الاغ و عملش يك بار بى سود مىشود .